غلامحسين افضل الملك
131
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
شوره حصار است عبور كرد . و بايد بالاى كوهى سرسبز رفت و از آنجا سرازير شد . براى كجاوه و بارهاى سنگين ، زنان و بچهها را در اول گردنه از هوادج پياده كرديم و هريك از خدّام يكى از فرزندان خردسال مرا در بغل گرفته و از گردنه بالا رفتند . در سر كوه باد سختى ميوزيد كه آدمى را از حركت بازميداشت و هميشه در سر اين كوه چنين بادى ميوزد . از بالاى گردنه پياده سرازير شديم و باز زنان را در محملها سوار كرديم و بچهها را بايشان داديم و بجادهء هموار افتاديم تا بقريهء « كسكك » « 1 » رسيديم كه در سر يك فرسخ و نيمى شوره حصار واقع شده است . از شوره حصار تا كسكك تمام صحرا و كوهها سبز و خرم است و مرتع خوبى است و آبهاى مختصر از هر طرف جارى است . چشمهسارها ديده مىشود . كسكك از ييلاقات خوب است . آبهاى روان در آن جارى است . سى خانوار دارد . نان بسيار خوبى در آنجا مىپزند . اهل و هواى خوبى دارد . رباط كوچكى از قديم در آنجا است كه بعضى ندانسته به صفويّه نسبت دادهاند لكن از صفويّه نيست ابدا در دورهء صفويّه در اين خط راه كه من ميروم آثارى نيست . هرچه آثار كاروانسرا مىبينم اغلب آنها در دورهء قاجاريه بخصوص در دولت ناصرى تأسيس شده است . خلاصه پهلوى اين رباط قديم حاجى امين التجار تربتى رباط بسيار خوبى ساخته كه وصل بيگديگر است . تقريبا سى حجره و ايوان دارد . از قريهء كسكك تا تربت سه فرسخ راه است . بايد از ميان درّهء تنگ و سنگلاخى عبور كرد كه دو طرف كوه است ولى گردنهء سخت ندارد مثل راه ديروز نيست . قدرى كه از كسكك عبور كرديم رودخانهء بزرگى ديده شد . پل محكمى كه هشت چشمه دارد به روى آن بسته است . اين رودخانه معروف بكال سالار است . باصطلاح اهل خراسان كال بمعنى رودخانه است « 2 » . اين كال پانزده فرسخ امتداد دارد . منتهى بجنگل مىشود . در پائين
--> ( 1 ) - كسكك با كاف مفتوحه و سين ساكنه و دو كاف مفتوحه و ساكن است - افضل الملك . ( 2 ) - كال باصطلاح اهل خراسان مسيل است نه رودخانه . فرخ